یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۱
اشباع پیام و فقر معنا در دنیای ارتباطات

فراتر از امر مرسوم تبریک‌ها و بزرگداشت‌های نمادین چنین روزی، نیاز به آسیب‌شناسی دقیق در رابطه با وضعیت کنونی ارتباطات در ایران و نوع عملکرد روابط عمومی‌ها داریم.

به گزارش خبرگزاری حوزه، توسعه‌ روزافزون ابزارهای ارتباطی در سال‌های اخیر، هرچند که زمینه‌ساز دسترسی راحت‌تر و همچنین شتاب در امر ارتباطات بوده است اما تجربه اجتماعی حاکی از آن است که در چنین اوضاع و احوالی، شاهد وفور و به تعبیری اشباع پیام و در عین حال فقر معنا هستیم و از این منظر، فرارسیدن بیست و هفتم اردیبهشت‌ماه به عنوان "روز جهانی ارتباطات و روابط‌عمومی"می‌تواند به سان فرصتی ارزشمند به منظور بازاندیشی در چرایی این وضعیت و تحلیل درست آن باشد.

در واقع باید گفت که فراتر از امر مرسوم تبریک‌ها و بزرگداشت‌های نمادین چنین روزی، نیاز به آسیب‌شناسی دقیق در رابطه با وضعیت کنونی ارتباطات در ایران و نوع عملکرد روابط عمومی‌ها داریم و این‌که در این راستا با همفکری اندیشمندان و نخبگان رسانه و ارتباطات و علومی همچون جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و ...، مجال بهتری نسبت به طرح تفکر انتقادی به منظور دست‌یابی به راهکارهایی برای اصلاح امور فراهم کنیم.

واقعیت امر آن است که شتاب تکنولوژیک و تحولات فناورانه، گرچه امکان انتقال سریع و گسترده پیام را فراهم نموده اما در بسیاری از ساحات، این توسعه‌ی کمی لزوماً منجر به ارتقای کیفیت ارتباط نشده است، چه آن که به تعبیر اساتید فن، ارتباط زمانی معنا و مفهوم پیدا می‌کند که پیام در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و ذهنی مخاطب قابل تفسیر باشد و با تجربه‌ی زیسته او نسبت مشخصی برقرار کند.

متأسفانه در بسیاری از نهادها و ارگان‌ها، مجموعه‌های روابط عمومی، همچنان بر مبنای منطق ارسال پیام تعریف شده و برایشان شرح وظیفه مشخص می شود، گو این که به عنوان مثال تهیه و انتشار یک اطلاعیه یا پاسخ رسمی یک دستگاه و سازمان، پایان فرایند ارتباط در این زمینه است و حال آن‌که این نگاه خطی، ارتباط را به مسیری یک‌سویه تقلیل داده است که ثمره آن همین است که بسیاری از دستگاه‌های عمدتاً دولتی و البته گاه بخش خصوصی، مخاطب را به دریافت‌کننده‌ای منفعل محدود کرده اند، خصوصاً در زمانه‌ای که می‌دانیم با وجود وفور پیام و تلاش بی امان در انتشار آن، معنا در تعامل و گفت‌وگو شکل می‌گیرد و نه در تکرار پیام‌های رسمی و یکسویه!

نکته حائز اهمیت دیگر این‌که حجم بالای محتوا آن هم بدون توجه به زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی خصوصاً در دنیایِ رسانه ای شده امروز، منجر به فرسایش معنا می شودو به همین خاطر است که محصول و عملکرد بسیاری از مجموعه‌های روابط عمومی به ویژه در نهادها و دستگاه‌های دولتی اثرگذاری و اثربخشی لازم را ندارد و نمی‌تواند به اقناع افکار عمومی آن هم در میانه بحران‌ها، کمک شایان توجهی کند.

تقویت اعتماد عمومی خود حاصل تداوم صداقت، رعایت سازوکارهای فعالیت حرفه ای، همچنین سازگاری میان گفتار و عمل و به خصوص توجه به اصل پذیرش مسئولیت اجتماعی است و بر این اساس باید گفت هرچقدر که میان زبان رسمی و واقعیت اجتماعی فاصله بیفتد، پیام‌های تولید و عرضه‌شده، مواجه‌ی بیشتری با شک و تردید مخاطبان خواهند داشت.

از این روست که در بسیاری از مواقع به جای تلاش در جهت کسب رضایت مخاطب، نظاره‌گر پاسخ‌گویی شتاب‌زده و غیرمنطقی در میان برخی روابط عمومی‌ها و دست‌اندرکاران امر ارتباطات در کشور هستیم و حال آن‌که چنین رویکردی نه تنها به بازسازی رابطه و اعتماد کمک نمی‌کند، بلکه دقیقاً عکس آن رفتار می نماید.

برای جبران این خلأها و رفع نقص های موجود بیش از هر چیز دیگری نیاز به بازنگری ساختاری در مقوله ارتباطات هستیم و این که نظام یادگیری و توسعه حرفه‌ای به معنای واقعی کلمه، ارج و قرب لازم را در نظام مدیریتی پیدا کند.

این سخن از این رو مهم است که بدانیم روابط‌عمومی در کشورمان همچنان بر آموزه‌های سنتی همچون خبرنویسی و عکاسی متوقف مانده، در حالی که جهان به سوی ارتباطات داده‌محور، مدیریت تجربه مخاطب و هوش مصنوعی سوق یافته است، ضمن آن که متأسفانه در بسیاری از موارد آموزش‌های آکادمیک ما نوعاً مشتمل بر مباحث نظری و به دور از نیازهای عملی این حیطه است و به همین خاطر، اصلاح و بازنگری در این مسأله نیز می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری تحولاتی در افق پیش روی امر ارتباطات در ایران تلقی شود.

سید محمدمهدی موسوی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha